چرا جاسازی تعاملی؟

هدف این مقاله دوگانه است: ۱) طرفداری از قابلمقیاسترین راه برای ارائه تحلیلهای مشتریمحور در برنامه یا سرویس شما. و ۲) واضح کردن قاطعانه کدام مسیر باید بر اساس وضعیت و اهداف خود بروید.
این به نظر میرسد که یک فروش تهاجمی برای جاسازی تعاملی است، اما واقعاً فقط برخی megaphoning برای اطمینان از اینکه مشتریان در نهایت در یک وضعیت بد با تلاش برای صرفهجویی پول در کوتاهمدت قرار نمیگیرند. چون اگر میخواهید تحلیل مشتری ارائه دهید، جاسازی تعاملی میخواهید. در واقع، بیایید آن را یک عنوان کنیم:
اگر میخواهید تحلیل مشتری ارائه دهید، جاسازی تعاملی میخواهید
اساساً سه راه برای اشتراکگذاری سوالات و داشبوردهای Metabase با جهان خارج وجود دارد:
جاسازی تعاملی فقط به این معنی است که میتوانید برنامه کامل Metabase را در برنامه خود جاسازی کنید. اما این داستان "کامل" نیست؛ وقتی برای جاسازی تعاملی پول میپردازید، علاوه بر سازنده پرسوجوی خودخدمت، تمام ابزارهایی که برای مدیریت تحلیل مشتری در برنامه خود نیاز دارید را نیز دریافت میکنید:
- یکپارچهسازی SSO SAML و JWT برای مدیریت احراز هویت
- Data sandboxing برای تنظیم مجوزها تا ردیفها و ستونهای جداول، و
- ابزارهای Whitelabeling برای تنظیم ظاهر نمودارها با برند برنامه شما.
به علاوه، با یک برنامه پولی footer "Powered by Metabase" را حذف میکنید روی نمودارها.
با این تنظیمات، میتوانید تحلیلهای چند مستأجره و خودخدمت ارائه دهید. چند مستأجره به معنای اینکه مشتری A نمیتواند داده مشتری B را ببیند، و برعکس. و خودخدمت به معنای اینکه همه مشتریان میتوانند سوالات خود را برای اجرای پرسوجوهای موردی ایجاد کنند، بنابراین نیازی به نوشتن آن پرسوجوها برای آنها ندارید.
دلیل اینکه برخی مشتریان هنگام در نظر گیری جاسازی تعاملی تردید میکنند (از این رو این مقاله) این است که نگران هستند که جاسازی تعاملی از هر دو منظر کار و مجوز گرانتر است، و فکر میکنند ممکن است بتوانند با دست و پا زدن جاسازیهای ایستا با پارامترهای قفل شده برای محدود کردن داده دور بزنند. هزینه اولیه برای جاسازی تعاملی وجود دارد، از نظر مجوز و سربار عملیاتی اولیه. اما بازگشت سرمایهای که از یک تنظیمات تعاملی دریافت میکنید ROI راهحلهای جایگزین (مانند یک fork Metabase، یا یک دسته جاسازی امضا شده) را کوتوله میکند، به ویژه همانطور که سعی میکنید با یک صف بیپایان درخواستهای موردی برای داده همگام بمانید.
ارزش تکرار این نکته را دارد. اگر از جاسازی تعاملی بگذرید و سعی کنید یک جایگزین را هک کنید، نه تنها بدهی فنی متحمل میشوید، بلکه در نهایت سربار غیرقابل توجه ۱) نگهداری جاسازیهای امضا شده برای مشتریان فردی، ۲) برخورد با احراز هویت و مجوزها، و ۳) میدانی کردن درخواستهای موردی مشتری برای داده را به عهده میگیرید. این کارهای خستهکننده و churning کارکنان منابعی را که بهتر است صرف بهبود نرمافزار یا سرویس شما شود مشغول میکند. در واقع، ما میتوانیم استدلال کنیم که رفتن به این مسیر را به عنوان یک "اشتباه"، یا حتی یک "تماس بد" طبقهبندی کنیم. این به طور مؤثر مانند این است که بگویید، بله، یک راهحل ظریف و battle-tested برای مشکلی که باید حل کنید وجود دارد، و سپس به جای آن انتخاب کنید که کاری انجام دهید که تلاش بسیار بیشتری میطلبد (خواندن "پول") و یک راهحل بسیار بدتر که واقعاً کار نمیکند را به دست میدهد. و سپس تغییر به جاسازی تعاملی.
پس، چرا جاسازی تعاملی؟
دلایل زیادی برای انتخاب جاسازی تعاملی هنگام ارائه تحلیل به مشتریان وجود دارد، اما ما روی پنج مورد مادیترین تمرکز میکنیم:
مشتریان میتوانند خودخدمت باشند، بنابراین نیازی به برخورد با گزارشهای موردی ندارید
استدلالاً مهمترین: مشتریان میتوانند از طریق داشبوردها حفاری کنند، یا حتی سوالات خود را بپرسند از داده با استفاده از سازنده پرسوجوی گرافیکی. شما دیگر گلوگاه نیستید، و هرگز با درخواستهای پیش پا افتاده مشتریان برای داده غرق نمیشوید.
برخی مشتریان (بیدلیل) نگران هستند که دادن toolkit کامل میتواند مشتریان آنها را "اضافه بار" کند، یا که مشتریان آنها نمیدانند با داده چه کنند. در حالی که نمیتوانیم درباره نحوه نتیجهگیری محصولات دیگر صحبت کنیم، تجربه ما با Metabase این است که مشتریان فقط "درک میکنند". Metabase با ابزارهایی که یادگیری درباره داده را برای مشتریان آسان میکند ارسال میشود: مشتریان میتوانند جداول و فیلدها را از مرجع داده جستجو کنند، منطق کسبوکار مشترک با استفاده از مدلها ایجاد کنند، و روندها را با استفاده از رویدادها و جدول زمانیها حاشیهنویسی کنند.
میتوانید داده را sandbox کنید، بنابراین مشتریان فقط میتوانند ردیفها و ستونهایی را ببینند که میخواهید ببینند
ایده با data sandboxing این است که فقط یک داشبورد، یا یک مجموعه کوچک از داشبوردها، که همه مشتریان شما میتوانند استفاده کنند میسازید، و آنها فقط داده مرتبط با خود را میبینند.
مقدار منصفانهای از راهاندازی اینجا وجود دارد، اما آنقدر پیچیده نیست، و ما مستندات زیادی درباره نحوه انجام آن داریم. اما پس از اینکه sandboxها راهاندازی و در حال اجرا هستند، مقدار زمانی که صرفهجویی میکنید نجومی است در مقایسه با نیاز به مدیریت یک دسته داشبوردها و فیلترهای مختلف.
میتوانید احراز هویت را با Single Sign-On مدیریت کنید
مدیریت مجوزها با گروههای Metabase و SSO با SAML یا JWT زندگی را قابل تحمل میکند. جایگزین رنجی است که خیلی خستهکننده خستهکننده است که اینجا زحمت توصیف آن را بکشیم.
میتوانید نمودارها را با برند خود مطابقت دهید
نمودارهای شما میتوانند از همان رنگها و فونتی که برنامه شما استفاده میکند استفاده کنند، بنابراین نمودارها به نظر میرسد که متعلق به برنامه شما هستند. در حالی که به شدت ضروری نیست، این بیت از سفارشیسازی کمی صیقل حرفهای به برنامه شما اضافه میکند.
جاسازی تعاملی کار بسیار کمتری است
پس از اینکه یک تنظیمات جاسازی تعاملی راهاندازی کردید، تقریباً خودش اجرا میشود. ممکن است تصمیم بگیرید داشبوردهای موجود را بهروزرسانی کنید، یا داشبورد یا سوال دیگری را بر اساس بازخورد مشتری معرفی کنید، اما، غیر از آن، مشتریان قادر خواهند بود بیشتر آنچه نیاز دارند را از داشبوردهایی که ارائه میدهید دریافت کنند. برای باقی سوالات مشتری، مشتریان میتوانند از Metabase برای دریافت پاسخهای خود استفاده کنند. شما مدام با مجوزها سروکار ندارید، یا یک ناوگان از داشبوردهای مختلف را مدیریت نمیکنید؛ همه فقط کار میکند.
اگر یک استارتاپ pre-revenue هستید چطور؟ آیا جاسازی تعاملی هنوز ارزش هزینه را دارد؟
این به دو عامل بستگی دارد: ۱) بودجه سازمان شما، و ۲) بازار شما.
اگر در بازاری هستید که تحلیل مشتری table stakes است، ممکن است نتوانید تأخیر در تحلیل مشتری را بپردازید، و باید برای جاسازی تعاملی بودجهبندی کنید (خواه با Metabase بروید یا راهحل قابل مقایسه دیگر).
تصمیم کمتر واضح است اگر در بازاری هستید که ارائه تحلیل مشتری میتواند محصول شما را از رقبا متمایز کند (یعنی، تحلیل مشتری یک must-have نیست، بلکه راهی برای بالا بردن محصول شما از رقبا است). اگر هزینه در حال حاضر بازدارنده است، ممکن است بخواهید روی گنجاندن تحلیل به طور کامل صبر کنید، حداقل تا زمانی که مشتریان شما شروع به درخواست داده کنند. در آن نقطه، باید درآمد برای پیادهسازی یک راهحل دائمی به روش درست از ابتدا داشته باشید.
منطق صبر کردن این است که، با تحلیلهای مشتریمحور، این مسئله برداشتن "گامهای افزایشی" از جاسازیهای امضا شده نیست. جاسازیهای امضا شده یک سنگ پله به جاسازی تعاملی نیستند؛ آنها یک پیچ اشتباه هستند.
چه زمانی به جای آن با جاسازیهای عمومی و/یا امضا شده بروید
جاسازیهای عمومی و امضا شده کاربردهای خود را دارند: آنها برای اشتراکگذاری یکباره و خارجی، و برای شامل کردن نمودارهای پایه و غیرتعاملی که مجوزها مرتبط نیستند در نظر گرفته شدهاند.
پس، جاسازیهای عمومی و امضا شده در واقع feature-rich هستند؛ آنها فقط قابل مقیاس یا در نظر گرفته شده برای استفاده با تنظیمات چند مستأجره نیستند.
با این حال، مواردی وجود دارد که میتوانید (یا باید) به جای آن با جاسازیهای عمومی و/یا امضا شده بروید:
- به هر دلیلی نمیخواهید به مشتریان دسترسی پرسوجوی موردی به دادههای خود را بدهید. یک وضعیت به ندرت ناپدید شونده، اما ارزش ذکر دارد.
- میخواهید دادهای را ارائه دهید که به همه مستأجران شما به یکباره اعمال میشود. به عنوان مثال، بگویید میخواهید برخی آمار benchmarking را نمایش دهید: اگر فقط میخواهید آن آمارها را به طور انحصاری برای مشتریان خود در دسترس قرار دهید، میتوانید از یک جاسازی امضا شده استفاده کنید، یا اگر میخواهید آن آمارها را برای همه در دسترس قرار دهید، میتوانید از یک جاسازی عمومی استفاده کنید.
