چگونه نمودارهای خط و میله بهتری بسازیم

نمودارهای میله و خط حدود ۸۰٪ از آنچه در تجسم داده میبینید را تشکیل میدهند. در حالی که ساخت این نمودارها در متابیس ساده است و فقط ۳۰ ثانیه طول میکشد، در این مقاله، ما روی فرآیند تفکر پشت ساخت نمودارهای مؤثر تمرکز میکنیم به جای نحوه ایجاد آنها.
ما فراتر از اصول میرویم و کاوش میکنیم که چگونه نمودارهای خود را بهبود دهید، بهترین شیوهها برای استفاده از انواع مختلف تجسم.
ما همچنین یک وبینار کامل در مورد این موضوع داشتهایم - ضبط را اینجا بررسی کنید (نیازی به ثبتنام نیست!).
برای شروع، ما این برگه تقلب مفید را گردآوری کردهایم که میتوانید هنگام تجسم چیز بعدی خود به آن مراجعه کنید. این ۵ نمودار معمولاً استفاده شده را پوشش میدهد: نمودار خط، نمودار میله، نمودار ناحیه، نمودار ترکیبی، و نمودار ردیف.
چگونه نوع نمودار درست را انتخاب کنیم؟
انتخاب نوع نمودار درست کلید گفتن داستان درست با داده شما است. این دستورالعملها به شما کمک میکنند بین نمودار خط، میله و ناحیه انتخاب کنید.
از نمودارهای خط و ناحیه برای داده پیوسته استفاده کنید
نمودارهای خط و ناحیه زمانی بهترین کار را میکنند که یک جریان واضح و پیوسته بین نقاط داده وجود دارد—مانند ردیابی داده در طول زمان. اگر نقاط داده شما فقط دستهبندیهایی با هیچ ارتباط ذاتی بین آنها هستند، به جای آن چیزی مانند نمودار میله را انتخاب کنید.

روندها را برای نمودارهای خط بگذارید، مجموعها را برای میلهها
نمودارهای خط برای نشان دادن اینکه چگونه یک متریک در طول زمان تغییر میکند عالی هستند، با تمرکز بر روندها. از سوی دیگر، نمودارهای میله و ناحیه برای تأکید بر اندازه یا مقدار کل یک متریک در نقاط خاص بهتر هستند. وقتی میخواهید مجموعها را به وضوح مقایسه کنید از میلهها استفاده کنید.

از نمودارهای خط برای تغییرات کوچک استفاده کنید
نمودارهای میله و ناحیه انباشت را پیشنهاد میکنند و زمانی بهترین کار را میکنند که متریک شما به صفر مرتبط است. اما اگر داده شما فقط نوسانات کوچک را نشان میدهد—مانند جهش بین ۳۱ و ۳۳—استفاده از میلهها میتواند گمراهکننده باشد. یک نمودار خط برای برجسته کردن تغییرات جزئی بدون اغراق در آنها دقیقتر است.

چگونه نمودارهای میله خود را بهبود دهید
بیایید یک نمودار میله را به عنوان مثال بگیریم و سعی کنیم آن را گام به گام بهبود دهیم.
داده خود را مرتب کنید
برای نمودارهای میله، اغلب هیچ ترتیب طبیعی برای داده وجود ندارد. مرتب کردن میلههای خود از بزرگ به کوچک باعث میشود راحتتر روندها را شناسایی کنید و داستانی که داده شما میگوید را درک کنید. نمودارهای سازمانیافته به مشتریان امکان میدهند به سرعت ببینند چه چیزی مهم است.

اطلاعات را جایی که نیاز است نشان دهید
هنگام خواندن نمودارهای میله یا خط، ناامیدکننده است که مدام محور Y را برای فهمیدن مقادیر بررسی کنید. در عوض، اطلاعات را مستقیماً روی نمودار قرار دهید—مانند نمایش مقدار در بالای هر میله. به این ترتیب، مشتریان میتوانند نمودار شما را در یک نگاه تفسیر کنند بدون رفت و برگشت غیرضروری.

نمودارهای میله را ساده نگه دارید
روی آنچه ضروری است تمرکز کنید. آیا بینندگان نیاز دارند بدانند دقیقاً ۱,۴۹۴ تکلیف خانگی وجود داشت، یا کافی است نشان دهید تقریباً دو برابر تکلیف نسبت به آزمون وجود داشت؟ اگر اعداد دقیق حیاتی نیستند، نمودار خود را ساده کنید. با حذف برچسبها یا خطوط شبکه غیرضروری شلوغی را کاهش دهید تا پیام اصلی شما برجسته شود.

از الگوهای خواندن طبیعی استفاده کنید
مشتریان نمودارها را همانطور که متن میخوانند میخوانند—چپ به راست، بالا به پایین. برای خوانندگان انگلیسی، یک الگوی "Z" طبیعی است. یک نمودار ردیف ممکن است در برخی موارد بهتر از نمودار میله کار کند، زیرا با این جریان همسو میشود و داده شما را آسانتر برای جذب میکند.

آنچه مهم است را برجسته کنید
هدف نمودار شما چیست؟ آیا مشتریان باید روی یک عدد یا روند خاص تمرکز کنند؟ از تأکید بصری—مانند پررنگ کردن نقاط داده کلیدی یا تغییر رنگ—برای هدایت توجه به بینشهایی که بیشترین اهمیت را دارند استفاده کنید.

از رنگهای معنادار استفاده کنید
رنگهایی مانند سبز، قرمز و نارنجی اغلب با معانی ضمنی همراه هستند—سبز برای مثبت، قرمز برای منفی. اگر نمودار شما نتایج مثبت یا منفی را منعکس میکند، از این رنگها برای کمک به ارتباط آن احساسات استفاده کنید. اما اگر نمودار شما در مورد احساسات نیست، بهتر است از این رنگها اجتناب کنید تا از ارتباطات ناخواسته جلوگیری کنید. همچنین میتوانید از اشباع رنگ برای برجسته کردن مناطق مهم نمودار خود بدون غرق کردن بینندگان استفاده کنید.

بهترین شیوهها برای نمودارهای انباشته
نمودارهای انباشته میتوانند پیچیدگی را به تجسم داده شما اضافه کنند، بنابراین مهم است که بدانید چه زمانی از آنها استفاده کنید و چه زمانی از آنها اجتناب کنید. بیایید ملاحظات کلیدی برای استفاده مؤثر از نمودارهای انباشته را تجزیه کنیم.
انباشت نمودارها بار شناختی را افزایش میدهد
وقتی داده را انباشته میکنید، یک لایه اضافی از پیچیدگی برای پردازش بینندگان اضافه میکنید. قبل از انتخاب یک نمودار انباشته، از خود بپرسید: آیا سعی میکنید داده را در دستهها یا در سراسر دستهها مقایسه کنید؟ اغلب، ایجاد نمودارهای جداگانه نمای واضحتری از داده شما ارائه میدهد.
انباشت انباشت را پیشنهاد میکند
فقط متریکهایی را انباشته کنید که با هم معنا دارند—مانند مجموعها یا شمارشها. متریکهایی مانند میانگینها یا حداکثرها که به طور طبیعی جمع نمیشوند را انباشته نکنید. به عنوان مثال، نمیتوانید یک "امتیاز متوسط" ۱۲ از ۵ داشته باشید. فقط زمانی از انباشت استفاده کنید که داده به طور منطقی انباشته میشود.

از نمودارهای خط برای نشان دادن روندها در طول زمان استفاده کنید
نمودارهای خط برای نشان دادن اینکه چگونه متریکها در طول زمان تکامل مییابند ایدهآل هستند، به خصوص هنگام ردیابی تغییرات کوچک. اگر چیزی مانند امتیازهای متوسط را تجسم میکنید، یک نمودار خط تصویر واضحتری نسبت به نمودار میله ارائه میدهد. برای زوم روی تغییرات کوچک، میتوانید محور Y را از صفر جدا کنید—اما هرگز این کار را با نمودارهای میله یا ناحیه انجام ندهید، زیرا میتواند مقیاس را تحریف کند.
برای واضحتر کردن نمودارهای خط خود، شلوغی بصری را با حذف نقاط داده غیرضروری کاهش دهید. از ضخامت خط و رنگ برای تأکید بر مهمترین سری داده استفاده کنید.
برخورد با دستهبندیهای با اندازههای مختلف
وقتی دستهبندیها در یک نمودار اندازههای بسیار متفاوتی دارند، مقایسه آنها سخت است. اگر هدف شما مقایسه نسبت دستهبندیها در یک میله است، از یک نمودار انباشته ۱۰۰٪ استفاده کنید. اما اگر بیشتر به مقایسه اندازههای خام علاقهمند هستید، ترتیب breakouts را دوباره مرتب کنید یا از یک نمودار غیرانباشته استفاده کنید.
در نظر بگیرید از نمودارهای ردیف برای یک ترتیب خواندن طبیعیتر استفاده کنید، به خصوص اگر یک ترتیب سفارشی بهتر با زمینه کسبوکار همسو شود. همچنین میتوانید از اشباع رنگ و تأکید بصری برای برجسته کردن معیارهای کلیدی استفاده کنید.

حتی بهتر:
- نمودار ردیف به جای نمودار میله برای ترتیب خواندن طبیعی
- ترتیب سفارشی میلهها که معنی کسبوکار بیشتری دارد
- تأکید بصری روی یک معیار مهم
- سایه و اشباع رنگ که زمینه را منتقل میکند
چالشهای مقایسه breakouts در نمودارهای انباشته
مقایسه breakouts در نمودارهای انباشته میتواند دشوار باشد زیرا مقایسه ارتفاعها آسانتر از مقایسه ناحیهها است. در یک نمودار انباشته، فقط اولین (پایین) بخش با ارتفاع آسان قابل مقایسه است—هر چیزی بالاتر باید با ناحیه قضاوت شود، که کمتر دقیق است.
راهحلها:
- از نمودارهای غیرانباشته استفاده کنید، اما توجه داشته باشید که میتوانند از نظر بصری طاقتفرسا شوند.
- نمودارهای ناحیه انباشته را در نظر بگیرید، اما به خاطر داشته باشید که بسته به داده و زمینه میتوانند گمراهکننده باشند. تجسم درست را بر اساس بینشی که سعی میکنید منتقل کنید انتخاب کنید.
با نمودارهای ناحیه انباشته احتیاط کنید
نمودارهای ناحیه انباشته میتوانند به راحتی داده را تحریف کنند زیرا ترتیب ناحیهها بر نحوه درک تغییرات تأثیر میگذارد. وقتی لایهها همپوشانی میکنند، تخمین بیش از حد یا کمتر از حد تغییرات آسان است. به خاطر داشته باشید، نمودارهای ناحیه برای نشان دادن اندازه بهترین هستند، نه تغییرات یا روندها.
نتیجهگیری
حالا که اصول را یاد گرفتهاید، به حساب متابیس خود بروید و این تکنیکها را برای بهبود تجسم داده خود امتحان کنید. ببینید چگونه میتوانند نمودارهای شما را واضحتر و مفیدتر کنند. نمودارسازی موفق!

