نمودار شما سریهای زیادی دارد: نکات تجسم داده برای غیرتحلیلگر

در حالی که تجسم داده و ایجاد داشبورد به طور سنتی تحت صلاحیت تحلیلگران داده یا توسعهدهندگان BI قرار میگیرد، جهان تحلیلهای خودخدمت به این معنی است که همه—از جمله غیرتحلیلگران—میتوانند تلاشی برای کاوش داده و ایجاد نمودارهای خود داشته باشند.
با آن آزادی برای کاوش ممکن است برخی ترس بیاید، به ویژه اگر عادت دارید که شخص دیگری همه چیزهای مرتبط با نمودار را مدیریت کند. با این در ذهن، ما برخی توصیهها در مورد تلههایی که باید هنگام تجسم داده از آنها اجتناب کنید گرد هم آوردهایم. اینها قوانین سخت و سریع نیستند؛ انواع مختلف نمودار را امتحان کنید و از اشتباه کردن نترسید، فقط به خاطر داشته باشید که تجسم داده همه چیز درباره ارتباط واضح و دقیق است.
ما از Metabase برای مثالهای خود استفاده میکنیم، اما این اصول برای هر ابزار BI که استفاده میکنید اعمال میشود.
اولویت دادن به محتوا بر سبک
اگر یک طراح هستید، اهمیت تعادل وضوح با زیباییشناسی را از نزدیک میدانید. مطمئن شوید که هدف نمودار یا داشبورد خود را به وضوح شناسایی کردهاید قبل از شروع بازی با رنگها یا سبکها. فرم باید از عملکرد پیروی کند؛ یعنی، انتخاب نمودار شما باید پیامی را که میخواهید داده شما ارتباط دهد پشتیبانی کند، نه آن را مبهم کند.
ترکیب چندین نوع مختلف نمودار در همان داشبورد ممکن است در نگاه اول چشمگیر به نظر برسد، اما معمولاً ایده خوبی نیست. تلاش شناختی جدی از بیننده برای تغییر از خواندن یک نمودار خطی به یک نمودار قیف به یک نمودار حبابی، همه در حالی که سعی میکند داده در آن نمودارها را پردازش کند، میگیرد. سعی کنید موارد مشابه را با هم نگه دارید، یا حداقل الگویی ایجاد کنید که در داشبورد شما تکرار میشود. همین امر برای رنگها صادق است: اگر معنی را به رنگهای خاص در یک نمودار در یک داشبورد نسبت دادهاید (به عنوان مثال قرمز = پایین، زرد = متوسط، سبز = بالا)، مطمئن شوید که همان طرح رنگ را در سراسر حفظ میکنید.
در نهایت، در بسیاری از موارد، وضوحی که یک جدول ارائه میدهد مؤثرتر از هر نوع نمودار چشمنوازتر خواهد بود.
تعداد سریها در نمودار خود را به شش محدود کنید
آیا واقعاً نیاز به دیدن یک خط جداگانه برای هر یک از پنجاه ایالت در نمودار خود که نشان میدهد سفارشها سال گذشته چگونه عمل کردند دارید؟ اگر چنین است، ممکن است در نهایت چیزی شبیه به این هیولا به نظر برسد:

تجسمهای داده فقط مفید هستند اگر به مغز شما امکان پردازش سریع اطلاعات زیادی را بدهند. اگر نمودار خود را با سریهای بیش از حد زیاد اضافه کردهاید، هر مزیتی برای استفاده از تجسم در وهله اول را حذف میکنید، زیرا باید زمان زیادی را برای تجزیه هر خط صرف کنید تا واقعاً بفهمید نمودار چه چیزی را ارتباط میدهد.
نمودار خطی بالا یک مثال افراطی است (و احتمالاً کسی فکر نمیکند ایده خوبی باشد)، اما مهم است که خوانایی را در ذهن داشته باشید هنگام ایجاد نمودارها با سریهای چندگانه. سعی کنید تعداد سریها در یک نمودار را به حداکثر پنج یا شش محدود کنید، زیرا بیشتر از آن منجر به یک تجسم آشفته و غیرقابل خواندن میشود. آن دستهها را به "حرکتکنندگان برتر" خود محدود کنید—بزرگترین مشتریان، سریعترین محصولات فروش، یا مناطق نگرانی خاص.
و اگر هنوز به آن داده از همه پنجاه ایالت نیاز دارید، در نظر بگیرید که یک جدول در کنار نمودار خطی خود قرار دهید که به عنوان یک فهرست برای فهرست کامل عمل میکند. در غیر این صورت، برای تجمیع آن داده یا فیلتر برای محدود کردن تعداد سریهای قابل مشاهده انتخاب کنید.
از نمودارهای دایرهای به ندرت استفاده کنید—حداکثر دو یا سه دسته!
این قلمرو به خوبی پوشیده شده است، زیرا نمودارهای دایرهای نفرت زیادی دریافت میکنند. و در حالی که جایگاه خود را دارند (مانند مقایسه بخشها با یک کل برای دو یا سه دسته)، آن نفرت کاملاً بیاساس نیست. واقعاً آسان است که یک تصویر گمراهکننده یا نامشخص از دادههای خود با یک نمودار دایرهای تولید کنید—فقط به دو نمودار زیر که همان داده را نشان میدهند نگاه کنید:

از آنجایی که بخشهای نمودار دایرهای (چپ) همه نسبتاً از نظر اندازه نزدیک هستند، بیننده در نهایت عمدتاً به کلید و درصدهای فهرست شده آن برای تفسیر داده تکیه میکند، به جای خود تجسم. نمودار شما احتمالاً آنقدر مؤثر نیست اگر بیننده شما باید کلید را بررسی کند، سپس نمودار، سپس کلید دوباره، سپس نمودار. نمودار میلهای در سمت راست به بیننده امکان میدهد بسیار آسانتر ارتفاع نسبی هر میله را در مقایسه با دیگران اندازهگیری کند، زیرا چشم انسان زمان آسانتری برای تشخیص طولها نسبت به زاویهها دارد.
عناوین و توضیحات توضیحی اضافه کنید
یک نمودار خوب میتواند در یک نگاه درک شود، اما این به معنای این نیست که هرگز نیازی به توضیح اینکه آن اعداد از کجا آمدهاند نخواهید داشت. اینجا جایی است که عناوین و توضیحات میدرخشند، بنابراین کمی فکر کنید که مشتریان ممکن است چه سوالاتی درباره نمودار شما بپرسند، و آن اطلاعات را در کنار تجسم خود شامل کنید.
یک جفت چشم دیگر روی نمودار خود بیاورید
اگر برای مدت طولانی به همان نمودار یا داشبورد خیره شدهاید، از دست دادن دیدگاه درباره آنچه کار میکند و آنچه کار نمیکند آسان است. درست مانند یک گزارش نوشته شده یا mock-up طراحی، تقریباً همیشه کمک میکند که نظر یک همکار را روی نمودارها و داشبوردهای خود دریافت کنید. آنها میتوانند یک نگاه تازه به کار شما ارائه دهند، هر نقطه سردرگمی یا مناطق نادیده گرفته شده را شناسایی کنند. به عنوان مثال، ممکن است بخواهید یک طراح بررسی کند که نمودار شما آسان برای دنبال کردن است، یا یک تحلیلگر تأیید کند که نتیجهگیریهایی که از آن نمودار میگیرید توسط داده پشتیبانی میشوند.

